ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

88

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) سريّة علىّ بن ابى طالب ( ع ) به جانب بنى سعد بن بكر در فدك پس آن گاه در ماه شعبان از سال ششم هجرت على بن ابى طالب ( ع ) به اين سريّه گسيل شد . گويند ، پيامبر ( ص ) را خبر رسيد كه بنى سعد به قصد يارى يهوديان خيبر جمع شده‌اند . پيامبر ( ص ) علىّ بن ابى طالب را با صد تن گسيل فرمود و آنان شبها مىرفتند و روزها كمين مىساختند . و ميان فدك تا مدينه شش شب راه است . آنان چون به همج رسيدند كه آبى است ميان خيبر و فدك ، مردى را ديدند و او را از بنى سعد پرسيدند . گفت : اگر مرا امان دهيد به شما خبر مىدهم . و او را امام دادند و او ايشان را به محل آنان برد و بر آنان شبيخون كردند و پانصد شتر و دو هزار گوسپند گرفتند . و بنى سعد با زنان و فرزندان خود گريختند و سردارشان و بر بن عليم بود . على ( ع ) نخست ماده شترى پر شير را از بهر پيامبر ( ص ) برگزيد ، نام او حفذه ، و سپس خمس غنايم را جدا ساخت و بقيّه را ميان اصحاب خود بخش كرد ، و بى آنكه با دشمن روباروى شود به مدينه باز گرديد . سريّة زيد بن حارثه نزد امّ قرفه در وادى القرى پس آن گاه در ماه رمضان از سال ششم هجرت سريّة زيد بن حارثه براى جنگ در وادى القرى واقع شد . و ميان آن تا مدينه هفت شب راه است . گويند ، زيد بن حارثه با تنى چند از بهر بازرگانى به شام رفت و كالاهايى از آن اصحاب پيامبر ( ص ) نيز با خود داشت . چون به نزديك وادى القرى رسيد گروهى از بنى قزارة از بنى بدر با زيد و يارانش روباروى آمدند و او را با همراهانش سخت زخمى كردند و هر چه با آنان بود گرفتند . [ 1 ] زيد پس از بهبودى به مدينه بازگرديد و خبر به پيامبر ( ص ) آورد . و رسول خدا ( ص ) او را با گروهى گسيل داشت كه شبها مىرفتند و روزها كمين مىساختند . و بنى بدر چشم بر آنان داشتند . ولى زيد و همراهانش در سپيده دمى بناگاه بر آنان هجوم برده و تكبير گفته مقامگاه آنان را

--> [ 1 ] . واقدى مىگويد چنان زيد و يارانش را زخمى كردند كه پنداشتند مرده‌اند . اين سريّه در سيرهء ابن هشام و طبرى و ابن اثير و سيرة الفداء نيامده است و رفتارى كه با امّ قرفه شده قطعا مورد رضايت حضرت ختمى مرتبت ( ص ) نبوده است . - م .